الفيض الكاشاني
443
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
سنگينى ذرّهاى تكبّر در دلش باشد وارد بهشت نمىشود « 69 » » ؛ و نيز به قول آن حضرت : « حسد حسنات را مىخورد ، چنان كه آتش هيزم را « 70 » » ، و نيز : « دوستى مال و شرف در دل نفاق مىروياند چنان كه آب سبزى را مىروياند « 71 » » و ديگر رواياتى كه در تمام بخش مهلكات در اخلاق نكوهيده نقل كرديم . پس اينان ظاهر خود را آراسته و به باطن خود اهميّت ندادهاند و سخن پيامبر ( ص ) را از ياد بردهاند كه : « خدا به صورتها و اموالتان نمىنگرد و همانا به دلها و اعمالتان مىنگرد « 72 » » . پس اين گروه به اعمال پرداختهاند نه به دلها ، در حالى كه اصل دل است ، زيرا ( در آخرت ) نجات نيابد جز كسى كه با دلى سالم در پيشگاه خدا حاضر شود ؛ مثل اين گروه ( عالمانى كه به ظاهر پرداختهاند ) مثل چاه مبال است كه ظاهرش گچكارى شده است و باطنش بدبوست ؛ يا مانند قبور مردگان كه ظاهرش آراسته و در باطنش مردار است ؛ يا چون خانهاى است كه داخلش تاريك است و چراغ را بر پشت خانه نهادهاند ، چنان كه پشت بام خانه روشن و داخلش تاريك است ؛ يا مانند مردى است كه قصد كرده سلطان را در خانهاش مهمان كند ، پس در خانهاش را گچكارى كند و ظرفهاى زباله را در جلو خانهاش باقى گذارد ، و روشن است كه اين عمل فريفتگى و غرور است بلكه نزديكترين مثال به چنين شخصى مردى است كه مزرعهاى كشت كند و همراه با روئيدن آن علف هرزه نيز برويد كه زراعت را تباه سازد . پس دستور دهد كه زراعت را با كندن علف هرزه پاك سازند ، امّا فقط سر و اطراف علف هرزه را بكنند و ريشهاش همچنان قوى شود و برويد ، زيرا جاى كاشتن گناهان ، اخلاق نكوهيدهاى است كه در دل وجود دارد و كسى كه دل را از آن اخلاق پاك نسازد عبادتهاى ظاهرش كامل نمىشود جز با آفتهاى بسيار ، بلكه او همانند
--> ( 69 ) در كتاب تكبّر و عجب گذشت . ( 70 ) در كتاب غضب و كينه و حسد گذشت . ( 71 ) در كتاب نكوهش دنيا گذشت . ( 72 ) ظاهرا در كتاب عجايب القلب گذشت .